جعفر شهرى باف

26

طهران قديم ( فارسى )

بوجود آمد و تا اين اواخر مراجعان را با چپق‌هاى بنگ « 35 » و دود و دم‌هاى مختلف به سير آفاق و ملكوت مىكشاند برقرار مىباشد . درويش‌ها درويش‌ها در خندقهاى نزديك دروازه‌ها فرود مىآمدند و هر دروازه هر چند گاه محل استقرار و خانقاه درويشى مىشد و چون فسخ اقامت مىكرد متعلق به درويش و قلندرى ديگر مىگرديد ، از جمله درويشان و قلندرانى با صفات و خصوصيات مختلف كه بعضى فقط ساقى چرس و بنگ مريدان مىشدند و بعضى از خاصانشان كه كشف و كرامت يا ادعاى آنها داشته ، تارك دنياهايى كه از ايشان عجايب تعريف شده كه وزارتها و امارت‌ها مىبخشيدند و بزرگان و صاحب نفسانى كه گره‌گشايىها داشته ، مسيحا نفسىها مىكردند . قنبر سياه از جمله غار بخواب‌هاى اين خندقها يكى هم مردى به نام قنبر سياه بود كه امرش از دزدى مصالح ساختمانى مىگذشت ، باينصورت كه شبها با الاغ خود گچ و آهك و آجر و مثل آن از سر كوره‌ها دزديده پشت دكاكين مصالح‌فروشهاى دم دروازه ريخته صبح پولشان را دريافت مينمود كه چون گفتنىاى ؟ ! دارد ذكر مىشود : قنبر سياه مردى بود زشت سياه‌چرده با موهايى ژوليدهء درهم گوريده ، مانند سياههاى آفريقايى با قدى متوسط كه تابستانها مصالح دزدى و پاييز و زمستان از خرمنها و روستاهاى اطراف گندم دزدى و جو دزدى مينمود . در يكى از شبهاى پاييزى كه در جاده تقى آباد ورامين « 36 » جوال خود را پر كرده و به طرف شهر مىآمده است در تاريكى بيابان صداى نالهء زنى بگوشش

--> ( 35 ) . چپقى كه داخل تنباكوى آن حشيش ريخته بكشند . اين مخدر را بصور و طرق مختلف به كار مىبرند . مانند قليان كه داخل تنباكو و يا چپق و سيگار كه همراه توتون آن و با نوشابه كه داخل آن ميكردند . خاصيتش سكر و بيخبرى و مضرتش كدورت بتدريج اختلال حواس و ديوانگى . ( 36 ) . مجموعه دهاتى در جنوب شرق تهران .